اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
290
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
نام من است ، هر گاه او را ببينى بىاشتباه بشناسى ، پس از من سلامش برسان » . چون سن جابر بالا رفت و بيم مرگ داشت ، مىگفت : اى باقر ، تو كجايى ؟ تا او را ديد و بر وى افتاد و دست و پايش را مىبوسيد و مىگفت : پدر و مادرم فداى شبيه پدرش پيامبر خدا باد ، پدرت تو را سلام مىرساند . ابو حمزه ثمالى گفت : از محمد بن على شنيدم كه مىگفت : خداى عز و جل مىگويد : اذا جعل عبدى همه فى هما واحدا ، جعلت غناه فى نفسه ، و نزعت الفقر من بين عينيه ، و جمعت له شمله ، و كتبت له [ 1 ] من وراء تجارة كل تاجر . و اذا جعل همه فى متفرقا ، جعلت شغله فى قلبه ، و فقره بين عينيه ، و شتت عليه امره ، و رميت بحبله على غاربه ، و لم ابال فى اى واد من اودية الدنيا هلك . « هر گاه بندهام هم خود را درباره من ، يك هم قرار دهد ، توانگرى او را در دلش قرار دهم ، و فقر را از پيش چشمانش بكنم ، و امور پراكنده اش را فراهم سازم ، و از پشت سر بازرگانى هر بازرگانى ، براى وى بنويسم ( حواله دهم ) و هر گاه هم خود را درباره من پراكنده سازد ، گرفتارى او را در دلش ، و فقر او را جلو چشمانش قرار دهم ، و امر او را بر او پراكنده سازم ، و مهارش را بگردنش اندازم ، و باك نكنم كه در كدام وادى از واديهاى دنيا هلاك شود » . به محمد گفته شد : آيا چيزى بهتر از طلا مىشناسى ؟ گفت : نعم معطيه ، « آرى بخشنده اش » . و گفت : اصبر للنوائب ، و لا تتعرض للحقوق ، و لا تعط احدا من نفسك ما ضره عليك اكثر من نفعه ، « براى گرفتاريها شكيبا باش ، و بحقوق ( ديگران ) تعرض مكن ، و هيچكس را از خود چيزى مبخش كه زيانش بر تو بيش از سود آن براى
--> [ 1 ] ظاهرا صحيح آن : كنت له . باشد و در آن صورت ترجمه اين خواهد بود : و خود براى او پشت تجارت هر تاجرى خواهم بود ، يعنى تجارت هر تاجرى را براى وى انجام خواهم داد و پشت كار او را خواهم گرفت . ر . ك . كافى ج 2 ص 137 و ص 603 .